
ما مردم
Ma Mardom


مُجال - کجاست پس ورس ۱ کجاست اون غریبه که به جمعمون اضافه شد به درد و رنج این کلاس بوی خون اضافه شد یه جر و بحث ساده رو به جنگ تن به تن کشید چیا می گفت که اعتراض ما رو به لجن کشید ؟ گفت این صدا که می شنوی یه خط سفیده گچی که رو تخت سیاه ها یه نفس دویده این نفس نفس زدن های اسپری رنگه که با دیوارای ساکت و سفید می جنگه بغض نیست اینکه راه گلومون رو بسته گُر گرفته اونجایی که بغض ما شکسته خسته از اینکه بگیم خندمون کجاست پس؟ گذشته مون چی شد ؟آینده مون کجاست پس ؟ خسته از این هوا که عینکا رو دودی کرده آپارتمان هامون رو قبر عمودی کرده از اون شبی که حرف این غریبه قاطی مون شد ما حرفمون، ما اعتراضاتمون قاطی خون شد بس که در گوش یکی به یکیمون وز وز کرد خون رسید و رنگ اعتراض ما رو قرمز کرد یه اعتراض ساده رو به جنگ تن به تن کشید شعله ی کوچیک کلاسو به تن وطن کشید _______ ورس ۲: گفته بود بود یه خط سفیده ولی نه هفت خط بود سرد شد اون قلبی که گاهی ضربانش صد بود گفت بگیرین سلاحو اسپریِ رنگه تا به خود اومدیم دیدیم دستمون تفنگه گفت با اشاره تا کجا اجازه می گیرین !؟ بذارینش رو ماشه و یه جون تازه بگیرین بگیرین جون هر کیو که سدّ روبروتونه برای مشکلی که حل نمیشه حلال خونه من به رفیقام گفتم این غریبه بو میده بعضیاشون گفتن این بچه چرا ترسیده کوفتیِ این کارو ببین کی با کی کل کل میکنه ! کل کلی که گل به گل دوستامو پرپر میکنه کل کلی که رفیقا از رفیقاشون جدا شدن سیاهی های لشکرِ یه لشکر سیاه شدن من به رفیقام گفتم این غریبه تاریکه نبینین که حرفاشم مثل لباساش شیکه صبح فردا بچه های کلاس سوالی بودن یه عده از نیمکتهای کلاس خالی بودن کجاست اونکه اعتراض ما رو به لجن کشید شعله ی کوچیک کلاسو به تن وطن کشید