
دلبر عاشق طلب
Delbare Asheq talab


بعثت به پا کردیم / یا احمد مختار با تیغ بُرّانیم /«اشداء علی الکفار» گشتیم یک لشکر / یک قبله، یک سنگر در خیبری دیگر / با پرچم کرار ما لات و عزیٰ را / بعل و هبلها را مثل تو بشکستیم / در انتقام یار جوشیده در رگها / آن شورِ اللهی یک جبهه شد امت / در راه خونخواهی ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء (ترجیعبند) اشداء علی الکفار یک صدا, یک صدا شیعه و سنی یک کلام انتقام, انتقام ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء ای بولهبان، مرگ شماهاییم/ این ماییم تا جمع به گِرد رخ طاهاییم/ دریاییم ما لشکر ظلمتکش یاسینیم / به کمینیم ما قاتل اولاد یهوداییم / هر جاییم صدپاره شغالی ست، که با شیر در افتاد کارش سر آخر، به تیغ دو سر افتاد با آل نبی، هر که که در آویخت، فرو ریخت «با آل علی، هر که در افتاد، ور افتاد» ای رهبر آزاده ی ما لشکرت آمد جمع است به خونخواهی تو امت احمد